ابن الكلبي
114
كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )
[ « عزى » ] از آن پس « عزى » را به پرستش گرفتند . و « عزى » از « لات » ، و « منات » تازهتر است . به اين دليل كه از عرب شنيدهام كه پيش از « عزى » به آن دو نامگذارى كردهاند . چنان كه « تميم » پسر « مرّ » پسرش را « زيد منات » پسر « تميم » پسر « مر » پسر « أدّ » پسر « طابخه » ناميد . و ( ديگرى ) « عبد منات » پسر « اد » نامگذارى شد و به اسم « لات » ، « ثعلبه » پسر « عكابه » پسرش را « تيم اللات » نام نهاد . و « تيم اللات » پسر « رفيده » پسر « ثور » و زيد اللات پسر « رفيده » پسر « ثور » [ پسر « وبره » پسر « مر » پسر « اد » پسر « طابخه » ] و « تيم اللات » پسر « نمر » پسر « قاسط » و « عبد العزى » پسر « كعب » پسر « سعد » پسر « زيد منات » پسر « تميم » . پس معلوم شد كه « عزى » از آن دو تازهتر است . [ 22 ] و « عبد العزى » پسر « كعب » قديمترين نامى مىباشد كه عرب به اسم « عزى » نامگذارى كرده است . و نخست كسى كه عزى را به پرستش گرفت « ظالم » پسر « اسعد » بود . « عزى » در واديى از « نخلهء شاميه » بود كه « حراض » ناميده مىشد ، و در برابر « غمير » به دست راست كسى كه از « عراق » به « مكة » مىرود واقع شده بود . وادي مذكور بالاى « ذات عرق » نه شب راه مانده به بستان قرار گرفته است . « ظالم » پسر « اسعد » قبهاى بر آن بنا نهاد ، و از درون آن آوازى مىشنيدند . و « عرب » و « قريش » به نام او « عبد العزى » نامگذارى مىكردند . « عزى » نزد « قريش » بزرگترين بتها بود ، به زيارتش مىرفتند ،
--> [ 22 ] يعنى : بت « عزى » بعد از دو بت ديگر « لات » و « منات » مورد پرستش قرار گرفته است .